ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
174
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« مخطف الخصر مطبوع على صلف * عشقته و دواعى البين تعشقه » « و كيف اطمع منه فى مواصلة * و كل يوم لنا شمل يفرقه » « و قد تسامح قلبى فى مواصلتى * على السلو و لكن من يصدقه » « اهابه و هو طلق الوجه متبسم * و كيف يطمعنى فى السيف رونقه » مفاد اين ابيات به فارسى چنين است : به دلبرى ميان موى كه مطبوع بر كبر و نخوت است دلبستم و تفاوت جاه فيما بين از دواعى آن دلبستگى بود . و با چنان تفاوت چگونه به رسيدن به او طمع ورزم كه هر روز جمع ما را پراكنده سازد . دلم مرا به تسامح در رسيدن به او تسليتى بود و لكن كيست كه آن را تصديق كند ، ديدارش با روى گشاده و خندان مرا بهراس اندازد كه چنان ( رخ مينمايد و پرهيز و آتش آرزوى ما تيزتر همى كند ) . ( 431 ) سال چهار صد و سى و يك در اين سال ملك مسعود بن محمود بن سبكتكين ، قلعهاى را در خراسان كه در دست غزها بود بگشود و گروهى از آنها را كه در قلعه بودند بكشت ، چنان كه پيش از اين ياد كرده بوديم در سال چهار صد و سى بين او و غزها جنگ و ستيزهائى بود كه منتهى به بيرون شدن غزها و رفتن آنها بدشت و هامون گرديد . بيان تصرف بصره بوسيله پادشاه ابى كاليجار در اين سال پادشاه ابى كاليجار سپاه خود را همراه با عادل ابو منصور بن مافنه به بصره گسيل داشت و در ماه صفر آنجا را متصرف گرديد . بصره چنان كه پيش از اين گفته بوديم ، بعد از بختيار در دست الظهير ابى القاسم بود و يك بار هم بر ابى كاليجار